تبليغاتX
خبری

خبری

تحلیلی بر رویدادهای اخیر ایران

 

26 تیرماه خطبه های نماز جمعه هاشمی رفسنجانی صحبت از دلجویی آسیب دیدگان تظاهرات پس از انتخابات و آزادی زندانیان سیاسی می کند و تنها راه برون رفت نظام اسلامی از چالش پیش رو را شنیدن صدای مردم می داند

( شاه در روزهای آخر حکومت پهلوی ، بالاخره صدای مردم را شنید هرچند دیر)!!!

 

پس از آن بازداشتگاهی مخوف به نام کهریزک بدلیل عدم استاندارد به دستور رهبری منحل می شود.

( حال آنکه انقلاب برای نداشتن زندانی عقیدتی و سیاسی و مذهبی بوقوع پیوست )

 

مجلسیان معضل کهریزک را به نیروی انتظامی وارد میدانند

نیروی انتظامی 12 نفر همراه با یک قاضی را متهم این پرونده اعلام می کند.

( تیر 1378 حادثه خونین کوی دانشگاه ، محکومیت سردارنظری که البته بعد ایشان خود شاکی پرونده از شکات شد و در آخر نیز پرونده بدون اینکه مشخص شود چه کس و یا کسانی باعث این حمله ددمنشانه به خوابگاه بودند مختومه اعلام گردید.)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 15  توسط رها  | 

پشت دیوارهای بلند چه می گذرد؟

 

دادگاهها طی روزهای شنبه 10 و یکشنبه 11 امرداد ماه 88 در میان بهت ایرانیان و جهانیان برگزار شد.

اما به واقع پشت این دیوارهای بلند چه می گذرد که بعضی اینچنین عقیده خود و دیگران را پایمال می کنند؟

همه ما ایرانیان گلسرخی را به یاد داریم ، مرد چپ گرا که در زندان اطلاعات شاه شکنجه شد ولی در دادگاه علنی دفاعیه ایراد کرد که به حق باید گفت دفاع از انسانیت و تفکر خود و هم  کیشانش را به همراه داشت و آخر هم به جوخه اعدام  سپرده شد ولی تا به امروز من که درآن روزها سنی نداشتم او را به یاد دارم. روحش شاد و نامش همیشه برقرار

سی سال پیش ، یعنی پس از پیروزی انقلاب اسلامی مردی دیگر را که همیشه امام از او بعنوان یک مرد که پای بند به اصول عقایدش بود را نیز از یاد نمی بریم ، تیمسار سرتیپ رحیمی ، او می دانست کشته میشود و شاید مثل دیگران میتوانست قبل از مرگ عذرخواهی کند ولی راسخ تر از آنی بود که دیگران در جرگه شاه دوستان بودند.

و اما امروز ، آیا واقعا زندانهای اطلاعات و امنیت نظام جمهوری اسلامی تا این حد وحشتناک تر از زندانهای اطلاعات زمان شاه است  که آدمی اینگونه وادار به اعتراف شود؟ یا عقاید و پایمردی به انسانیت سست تر و جانها عزیزتر؟؟؟

به راستی کدامیک ؟

سالهای 1367-1360 نیز از یاد هیچ ایرانی نخواهد رفت ، کشتار دسته جمعی عده کثیری از جوانان به علت داشتن روزنامه و یا هواداری از سازمانی که امروز حاضرند قرارگاه اشرف در عراق توبه کنند و به آغوش ملت بازگردند و آنروز ترجیح دادند همه را از سرتیغ بگذرانند و ما می دانیم که چه شکنجه ها و چه تجاوزات به عنف ، و... فقط برای توبه دادن این عزیزان انجام شد اما نشد که نشد ، آیا جوانان آنروز دلیرتر بودند یا سیاستمداران امروز سیاستمدارتر؟

قضاوت با آزادگان و تاریخ است ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت 13  توسط رها  | 

آیا باز پایان یک آغاز است ؟

 

رایزنیها در پشت پرده بین رفسنجانی و آیت الله خامنه ای کماکان در جریان است ، عده ای از علما و وعاظ حامیان رفسنجانی و عده ای اصولگرا و تندرو حامی آقای خامنه ای می باشند ، ولی کلیت تمامی این صحبها به یک جا ختم می شود و آن درخطر بودن نظامی است که خودحضرات بدون تصویب ملت ایران ، قوانینی نوشته و ملت را ملزم به اطاعت می دانند ، و ترس از دست دادن سودهای هنگفت از معادن خاک پاک ایران،

آیا رفسنجانی واقعا خالصانه از ملت و حقوق آنان ، از زندانیان و حقوق حقه آنان و... دفاع کرد یا مجددا در این سراشیبی برای بودن ، ملت را واسطه کرد.

ضمن اینکه آقایان در این نظام همیشه خرید وقت را بهترین حربه در تمامی مسائل داخلی و علی الخصوص خارجی سرلوحه برنامه هایشان دانسته اند.

آیا امریکا حامی ملت ایران است ؟ و اگر هست چرا کمک میلیاردی خود را از تریبونهای بین المللی فریاد می زند ، حال آنکه ملت ایران در مضان تهمت وابستگی به دول خارجی گشته ، زندانی و یا در خیابانهای شهر به باد کتک و فحاشی کشیده می شوند.

اسرائیل آیا به منظور حفاظت از کشورش از سوی ایران، کانال سوئز را گذرانده ؟ یا بدنبال منافع مالی خود از بابت فروش سلاح در جنگ 8 ساله که منجر به کشته شدن صدها هزار نفر از هموطنانمان شد و منافع دیگر از کانال سوئز گذشته است ؟

پروژه دستگیری کارکنان سفارت انگلیس ، آیا واقعیت محض بود یا پروژه نوشته شده توسط  روس و انگلیس برای گمراهی ملت همیشه هوشیار ایران؟!

و آیا امروز آقای رفسنجانی با پیشنهاد پرداخت خون بهای جوانان پاک این وطن ، پرونده را مخدومه خواهد کرد؟

باید دید در این پروژه بین آقایان رفسنجانی ، خامنه ای و مصباح یزدی کدام پیروز می شود و با چه قیمتی؟

ظاهرا آقای خامنه ای با دست خود ، ناخواسته به خواسته مصباح یزدی تن می دهد

پس از این میان باید رفسنجانی خیلی دقیق و با طمانینه پیش رود وگرنه او هم مهره باخته خواهد بود!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/06ساعت 15  توسط رها  | 

سکوت خیانت است

خواستم سکوت کنم ، سنگفرش خونین خیابان صدای خفه شده در گلویم را فریادی کرد.

خواستم سکوت کنم ، صدای هل من ناصر ینصرنی  درون زندانهای مخوف استبداد امانم را از کف برد

به یادم آمد سال 57 بهشت زهرا، صدای امام هنوز در گوشم طنین انداز است ، مگر این مردم چه می خواستند و یا چه می گفتند که گورستانها را آباد کردی و مملکت را ویران ( به محمدرضا شاه پهلوی)

امروز این جوانان ، این منتقدین ، این نخبگان چه می گویند و چرا پاسخشان با سرب داغ و زندان و شکنجه و دریغا که بعضی زیر شکنجه دژخیم جان به جان آفرین تقدیم می دارند.

جامعه بیدار ، امروزنگاه بر صورت مادران و پدران داغدار توان از آدمی ربوده و شرم بر پیشانی می نشاند،

دیگر سکوت جایز نبود ، سخن امام: سکوت هر مسلمان ، خیانت است به قرآن

روی سخنم با آیات عظام است ، آیا اسم اسلامی بودن نظام هرگونه بی عدالتی در سیستم اداری – حکومتی یک کشور را نادیده باید گرفت ؟ آیا در مقابل بی عدالتیها باید سکوت کرد؟ یادتان رفته به کجا می روید؟ به همانجایی که روز منبرهای خود سالها است به ما تلقین می کنید که جهنمی وجوددارد، آیا خود را مبرا می دانید؟ با کدامین وعده ؟ و کدامین حکم ؟

برای نگه داری و ثبات یک نظام ، اساس آن عدالت است ، هرجند این عدالت تا ظهور حضرتش ، منتظران را در انتظار نگه می دارد، ولی شما که صدای حضور در غیبت آن حضرت هستید یا مدعیان هستید، پس بنا را بر عدالت باید دید، علی (ع) 25 سال خانه نشینی را به زور حکومت کردن ترجیح داد

آیا حکومت ، ثروت ، دنیا  چشمانمان را اینگونه بر روی هرگونه عدالت بسته است ؟

به خود آیید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/05ساعت 15  توسط رها  | 

با درود به تمامی آزادیخواهان در سراسر دنیا

به یاد روزهایی که در سال ۱۳۷۶ با نشاط و ذوق و سرمستی برای اولین بار نه تنها خودم که افرادی را دعوت به رای دادن کردنم که خارج از تصورشان بود.

با احترام به تمامی نسل امروز در باب تفکرات و شادابی و امید به فردای متحول ایران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/10ساعت 16  توسط رها  | 

شكايت جبهه متحد دانشجويي ازوضعيت نابسامان فعالان دانشجويي دربند

 به شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد

رياست محترم شوراي حقوق بشر

سازمان ملل متحد

 

اكنون كه هفتمين اجلاس شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد كار خود را آغاز نموده فرصت را مغتنم شمرده در خصوص وضع نابسامان حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران، بطور خاص وضعيت دانشجويان و فعالان جنبش دانشجويي ايران و نسبت به رفتارهاي مغاير موازين انساني دولت جمهوري اسلامي اعتراض خود را اعلام نموده و خواهان توجه آن مرجع بين المللي نسبت به رسيدگي به اين امرمي باشيم.

طي سالهاي اخيراخبارناگواري از وضعيت زندان ها و زندانيان سياسي درايران در رسانه هاي آزاد منعكس گرديده به نحويكه دست كم سه دانشجو اكبر محمدي (درزندان اوين) ، زهرا بني يعقوب (درزندان همدان) و ابراهيم لطف اللهي (درزندان سنندج) به نحو مرموزي جان داده وهنوزهيچ دادرسي بي طرفانه و عادلانه دراين خصوص به عمل نيامده است. افرادي چون يعقوب مهر نهاد دانشجوي دانشگاه زاهدان دردادگاه هاي غير علني بدون حضور هيات منصفه و وكيل محكوم به اعدام مي شوند. ازسلول هاي اوين اخبارشكنجه زندانيان از جمله دانشجويان دربند دانشگاه اميركبيراحمد قصابان ، مجيد توكلي ، احسان منصوري به گوش مي رسد. با گذشت 8 سال از شامگاه خونين 18 تيرماه كوي دانشگاه تهران هنوز قربانيان آن حادثه چون مهرداد لهراسبي و بهروز جاويد تهراني درزندان بسرمي برند بدون آنكه عاملين جنايت برضد دانشجويان دردادگاه صالحه محاكمه شوند.

فعالان با سابقه جنبش دانشجويي چون حشمت اله طبرزدي پس ازتحمل محكوميت هاي درازمدت اكنون بارديگر قريب به 120 روز است كه  بدون تفهيم اتهام جديد درزندان اوين بسر مي برند. ازملاقات با خانواده و امكان تماس با وكيل محروم اند. بانيان امرحتي از اعلام مجموع مدت زماني كه طبرزدي درزندان هاي مختلف درحبس بسربرده خودداري نموده اند.

عباس خرسندي از بازداشت شدگان 18 شهريور با گذشت 6 ماه همچنان بلاتكليف در زندان اوين محبوس است. شماري از دانشجويان به صرف حضور درتظاهرات روز دانشجو بازداشت شده و برخي از آنان ازجمله بهروز كريمي زاده و پيمان پيران به دليل عجز از پرداخت وثيقه هاي سنگين هنوز دراوين محبوسند.

اميد عباسقلي نژاد كه سال گذشته هنگام شركت در مراسم بزرگداشت اكبر محمدي درآمل بازداشت شده بود. بارديگردرانتظارصدورحكم تازه اي ازسوي دادگاه انقلاب قراردارد.

اكنون با توجه به وظايف محوله اين شورا جبهه متحد دانشجويي به نمايندگي از بخشي ازفعالان دانشجويي ايران از آن شورا خواهان است تا به تبعيت از مكانيسم بررسي دوره اي حقوق بشر ونيز با اعزام گزارشگران ويژه پايمال شدن حقوق انساني درجمهوري اسلامي به ويژه وضعيت زندانها وفعالان دانشجويي دربند را مورد بررسي قراردهند.

 

جبهه متحد دانشجويي

15 اسفند 86

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/19ساعت 15  توسط رها  | 

 

گزارش « فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی»

به مناسبت روز جهانی زن

نگاهی اجمالی به وضعیت زنان در ایران

(از اسفند 1385 تا بهمن 1386 )

بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن و در راستای انعکاس نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران، "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی"، گزارش سالانه خود را از وضعيت زنان در ايران به شرح زير به اطلاع مي رساند.    

منابع اين گزارش مبتنی بر اخباری است که توسط مطبوعات رسمی و نهادهای فعال و موجود در ايران منتشر گرديده است.

ضمناً قابل ذکر است که به علت عدم امکان فعاليت آزاد نهادهای مدنی و وجود سانسور خبری، اين گزارش تنها بخش کوچکی از موارد نقض حقوق زنان در ايران را شامل می گردد.

موارد متعدد خودکشی، خودسوزی، خودفروشی ، قاچاق سازماندهی شده دختران به کشورهای حوزه خلیج فارس ، پاکستان ، چین و… و شیوع بیماریهای روانی و استفاده بی رویه از داروهای آرام بخش ، ممنوع بودن سقط جنین و گسترش فقر باعث شده تا کودکانی که بصورت مخفی سقط جنین می شوند در میان زبالها دیده شوند و . . . بيانگر بخش ديگری از وضعيت  زنان در ايران است که آمارش در این گزارش موجود نيست.

گفتنی است  که در اين مقطع زمانی علاوه بر محدوديتهای پيشين عليه زنان سه مورد بارز ديگر بر اين محدوديتها به عبارت زير افزوده شده است:

الف ـ طرح محدوديت ورود بانوان به دانشگاهها.

ب ـ لايحه مجوز تعدد زوجات به مردان بدون حق اعتراض به زنان.

پ ـ طرح جدا سازی کتب آموزشی دختران و پسران.  

لازم به توضیح است علت تکراری بودن تعدادی از اسامی بخاطر پرونده های متفاوتی است که اين افراد دارند. عده ای از فعالین جنبش زنان بخاطر شرکت در تجمع 22 خرداد 85 ، شرکت در تجمع 13 اسفند 85 در مقابل دادگاه انقلاب ، شرکت در مراسم روز جهانی زن در مقابل مجلس شورای اسلامی ، عضویت در کمپین یک میلیون امضاء ، وبلاگ نویسی و فعالیت دانشجویی چندین پرونده دارند.  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/19ساعت 15  توسط رها  | 

 

دانشگاه پادگان نيست !

    1) رويارويي با سياست بسط و تشديد سركوب سراسري جامعه هم اينك پيش شرط بقاء و تداوم حركت هر جنبش مترقي اجتماعي- اعم از جنبش كارگري، دانشجويي، زنان و جوانان آزادي خواه - است. به نظر مي رسد كه اين سياست، همچون ضرورت حفظ حيات سياسي مجريان آن در ارعاب فعالين اجتماعي و عقب راندن جنبشهاي پيشتاز جامعه مؤثر واقع شده است. در پس اين پيروزي گذرا اما حقيقت ديگري مستتر است و آن انسداد مسيرهايي است كه دستگاه سياسي كنوني ايران تا پيش از اين با حركت بر روي آنها باز توليد قدرت خود را تضمين مي نمود. صعود شاخص سركوب سياسي و اجتماعي حاكميت به تراز مشابه رژيم هاي كودتاچي و شبه فاشيستي تاريخ، نشانة پايان دوراني ست كه هيئت حاكمه ايران امر نارضايتي هاي عميق اجتماعي را با نسخه هاي از اعتبار ساقط شده اي چون « تخدير ايدئولوژيك توده ها» و يا « تعبيه سوپاپ اطمينان اصلاحات » مهار مي كرد.                                                     

    2) فضايي از اين دست، زد و خوردهاي داخل حاكميت را به سمت عروج فرصت طلبانة جناح به اصطلاح منتقد دولت هدايت مي كند. اين جريان با تلاش براي اختفاي كارنامة سي سالة خود در خلق جامعه اي آكنده از آسيب هاي فردي و اجتماعي مردم ايران و نيز با انكار ارتباط ارگانيك خود با باند حاكم بر دولت همچون دو عضو زندة لازم براي تداوم زيست سياسي كليت سرمايه داري ايران - هدف و برنامة كنوني خود را قبضة مجدد قواي مجريه و مقننه در رقابت با جناح مقابل، از طريق مصادرة نيروي جنبش هاي اصيل اجتماعي به ويژه جنبش كارگري، دانشجويي و زنان - تعريف كرده است.                                                                                                  

    3) محصول منطقي سياست هاي ارتجاعي امپرياليسم به رهبري آمريكا در منطقه، در ادامة مواجهة گزير ناپذير آن با رژيم سياسي نامتعارف ايران، امروز - پس از تحميل تحريم هاي سنگين اقتصادي- به مرحله عبور از سرحدات رعب آور حملة نظامي رسيده است. تهديد جنگ - جنگي به مراتب وسيعتر و خانمان سوزتر از جنگ عراق- هم اينك در واكنش ها و تحركات آمريكا و متحدينش در قبال ايران ديده مي شود. باقي ماندة جامعة چند ده ميليوني ايران پس از تهاجم نظامي امپرياليسم، مجموعه اي خونين از باندهاي گانگستري، گروه هاي فالانژ آدم كش و دارو دسته هاي قومي و بنياد گرايي خواهد بود كه در جدال با يكديگر و مدنيت جامعه، عرصةحيات اجتماعي عموم مردم را با ترور، بمب گذاري، نسل كشي، عمليات انتحاري و تاخت و تازهاي مسلحانه متلاشي مي كنند. بازگرداندن ايران به سامان اوليه خود در صورت تحقق اين سناريو، دركوتاه مدت به غايت بعيد به نظر مي رسد. حتي كوچكترين احتمال وقوع اين وضعيت ما را به الزام توده اي كردن اين شعار رهنمون مي شود كه                   « دست جايتكار امپرياليسم از زنگي مردم ايران كوتاه !»                            

    با در نظر گرفتن شرايط داخلي و موقعيت بين المللي ايران، اكنون تكليف سنگيني بر دوش جنبش هاي مترقي اجتماعي، از جمله جنبش دانشجويي نهاده شده است. دانشگاه اكنون نياز حياتي به مقاومت در برابر پروژة سلب ابتدايي ترين حقوق صنفي، سياسي و اجتماعي دانشجويان را درك مي كند. پايمال شدن مستبدانة بخش وسيعي از حقوق صنفي دانشجويان؛ بازداشت، شكنجه و حبس فعالين دانشجويي؛ توقيف نشريات و تشكلهاي مستقل دانشگاه؛ اخراج و منع از تحصيل سليقه اي دانشجويان؛ صدور گسترده و بي سابقة احكام انضباطي، تشديد فشار بر آزادي هاي دختران دانشجو و در يك كلام نظامي و امنيتي شدن مسلم فضاي دانشگاه، بيانگر ضرورت مقاومت همه جانبة دانشجويان در برابر سياست هاي عوامل سركوب جنبش و تبديل دانشگاه به مقر نظامي و دفاعي جناحين حاكميت است؛ « دانشگاهي كه به اصرار و اعتقاد ما پادگان نيست ! »                                                                                  

    با اين همه عقيم گذاشتن مساعي و تكاپوي هر دو جناح معلوم الحال دستگاه سياسي ايران در امر مصادره به مطلوب فضاي اعتراضي دانشگاه براي پيشبرد سياست هاي ارتجاعي خود، و نيز مخالفت فعالانه با هرگونه دخالت خارجي - اعم از نظامي و غير نظامي - و روشنگري پيرامون ابعاد فاجعه اي  كه با آغاز تهاجم ارتشهاي امپرياليستي  به ايران متحقق خواهد شد، به همان ميزان ضروري است. به باور ما يگانه طريق استمداد از نيروي مستقل دانشجويي در امر احياي حقوق صنفي، اجتماعي و سياسي دانشجويي و عقب راندن فشارهاي حاكميت بر دانشگاه و خنثي ساختن توطئة مصادرة جنبش دانشجويي به نفع جناحين قدرت و نيز مقابله با تحقق سناريوي دخالت خارجي و حمله نظامي به ايران، جز متشكل شدن دانشجويان سراسر كشور - اعم از فعالين سياسي، صنفي و فرهنگي دانشگاه ها - در تشكلي سراسري براي پيگيري مطالبات بر حق دانشجويان چيز ديگري نيست. اين بيانيه به نوبه خود فراخواني است رو به تمامي دانشجويان براي حركت به سوي ايجاد اين تشكل، با اتكا به نيروي مادي و فكري بدنة دانشجويي و با مرزبندي قاطع در برابر هرگونه قدرت فرا دانشجويي و فرا مردمي. درك اين حقيقت كه جنبش دانشجويي مكلف است تا تحليل عيني خود از وضعيت موجود  را به تمامي حوزه هاي مبارزاتي جامعه - به ويژه عرصة نبرد جنبش هاي كارگري و زنان - ارائه داده و بر مبناي آن بسيج نيروهاي اجتماعي حول برنامه اي براي نجات جامعه را تسهيل و تسريع نمايد، مخاطب اين فراخوان را از محدودة دانشگاه به گسترة جامعه گسيل مي كند.                                                                             

    زنده باد آزادي و برابري

    دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب دانشگاه هاي ايران

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/16ساعت 1  توسط رها  | 

 

طی مصاحبه تلفنی با علی طبرزدی فرزند مهندس حشمت ا... طبرزدی درخواست نامبرده و چند گلایه ایشان به قرار زیر به اطلاع هم وطنان عزیز میرسد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/07ساعت 1  توسط رها  | 

 

کارزار همبستگی مهر برای زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان دربند از تمامی فعالین حقوق بشر دعوت به هماهنگی و یکپارچگی جهت رسیدن به دموکراسی و آزادی کلیه زندانیان دربند ، به عمل می آورد.

http://www.ipetitions.com/petition/hambastegi?e

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/23ساعت 13  توسط رها  |